پیت موندریان

پیت موندریان کار هنری خود را به آرامی آغاز و در دهه 1921 به اوج رسید. او به همراه مخاطبانش همیشه در محدودیت بود (به لحاظ نمایش آثار). نوارهای عمودی و افقی در آثار موندریان، با تنالیته‌های متفاوت از رنگ‌های اصلی، بوم‌های مستطیل که بعضا از کنجی آویخته شدند، کمپوزیسیون نامتقارن، خنثی (نه شاد نه غمگین) اما با وقار و مسلط به محیط مشهود است.

پیت موندریان (برادوی بوگی-ووگی ۱۹۴۳)

پیت موندریان کار هنری خود را به آرامی آغاز و در دهه ۱۹۲۱ به اوج رسید. او به همراه مخاطبانش همیشه در محدودیت بود (به لحاظ نمایش آثار). نوارهای عمودی و افقی در آثار موندریان، با تنالیته‌های متفاوت از رنگ‌های اصلی، بوم‌های مستطیل که بعضا از کنجی آویخته شدند، کمپوزیسیون نامتقارن، خنثی (نه شاد نه غمگین) اما با وقار و مسلط به محیط مشهود است.

دارای پر طرفدارترین مخاطب در حیطه هنر انتزاعی است. در دهه ۱۹۴۰ آثار وی به جمعی از کلکسیونرها راه یافت. نیویورک با تمام شلوغی‌ها و آشفتگی‌هایش توانست موندریان پیر را به وجد آورد (وی همیشه تحت تاثیر محیط اطرافش بود). اثر برادوی بوگی-ووگی (تصویر۳-۴) از منظر معیارهای موندریان تابلو بزرگی است که با سبک قبلی وی مقایرت دارد. اشکال متعدد کوچک و رنگی با ساختار نئوپلاستیسیسمی [۱] قوام یافته باعث تحرک اثر نسبت به آثار چند دهه اخیرش است.

تمایل به گسترش از دو پهلو در اثر مشهود است زیرا تراکم در چپ و راست اثر بسیار و قسمت میانی آرام و کم تحرک است. این اثر  بازتابی از گسترش آمریکا، تب و تاب زمانه در نیویورک و ریتم موسیقیایی دارد. در مواجهه با اثر زیر خصوصیات فردی کمتری از نظر روحی و روانی بلکه تا حدی فیزیکی و عینی میبینیم که از آثار قبلی موندریان فاصله بسیار دارد. برادوی بوگی-ووگی جهشی به سوی تحولات بصری در نیویورک را نشان می‌دهد.

تصویر ۳-۴- پیت موندریان، برادوی بوگی-ووگی، ۴۲-۱۹۴۳، رنگ و روغن روی بوم، ۱۲۷×۱۲۷ سانتیمتر، موزه هنر مدرن، نیویورک.


Neoplasticism: که از آن با اسم هنرهای زیبای جدید یا نوشکل آفرینی نیز یاد می‌کنند، نظریه‌ای زیبا شناختی مبتنی بر هنر تجسمی ناب بود که توسط پیت موندریان از کوبیسم گرفته شده و در آن از زوایا و خطوط راست در موقعیت‌های افقی و عمودی و سه رنگ اصلی در کنار هم و در کنار سه غیر رنگ سیاه، سفید و خاکستری استفاده می‌شود. طرح نظر نئوپلاستیسیم توسط موندریان نتیجه ۵ سال تحقیق و تمرکز فعال او بود که از سال ۱۹۱۲- ۱۹۱۷ حاصل شد. اولین پیرو این نظریه، تئو ون دوزبورخ (۱۹۱۶) بود.

اشتراک گذاری این مطلب
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on pinterest