هنرمند

منوچهر فخاریان

  • متولد آبادان
  • شاعر و نقاش

او درباره خود می‌گوید:

زاده آبادان هستم. دوره ابتدایی را در آبادان و دوره متوسطه را در تهران گذراندم. سپس به آبادان بازگشتم و در یک شرکت حفاری نفت امریکایی مشغول به‌ کار شدم و تخصصم را در زمینه حفاری نفت گرفتم. ولی خیلی زود کار حفاری را رها کردم و به تهران بازگشتم و در شرکت‌های راهسازی مشغول بکار شدم. در همین اثنا بخاطر پیش‌زمینه‌ای که از نقاشی داشتم در آتلیه تندیس نام‌نویسی کردم و زیر نظر استاد جلال متولی به گذراندن دوره طراحی و نقاشی مشغول شدم. و دوره‌ای را هم از کلاس‌های استاد هانیبال الخاص برای طراحی استفاده کردم. ولی متاسفانه جبر زندگی مرا وادار کرد به مدت طولانی نقاشی را رها کنم. در طول این مدت به کار تبلیغات و انتشارات پرداختم و چون فرصت نقاشی را نداشتم، برای پر کردن خلا احساسی‌ام به شعر روی آوردم.

تا سه سال پیش که احساس کردم شعر به تنهایی اقناعم نمی‌کند. در بازدید از چند گالری به نقاشیخط علاقه‌مند شدم. پیگیر دوره‌های نقاشیخط شدم و آقای متولی مرا با استاد شمیسا آشنا نمودند و به توصیه ایشان در دوره نقاشیخط گالری ایده ثبت نام کردم. تشویق‌های استاد شمیسا باعث گردید نقاشی را به‌طور جدی شروع کنم، طوری که کلا کار را تعطیل کردم و روی نقاشی متمرکز شدم.

ابتدا بیشتر با اکریلیک و گواش و سپس به توصیه یکی از دوستان روی کاغذ دیواری کار کردم و از پس زمینه‌ای که به من داد تصمیم گرفتم رنگ‌های دیگری را روی آن امتحان کنم و با تمرین‌های زیاد به ترکیب تازه‌ای از جوهر رنگ و حلال‌های مختلف رسیدم که نامش را جوهران گذاشتم. ظرف یک‌سال گذشته سعی کرده‌ام با کار زیاد زمان‌های از دست رفته را جبران نمایم. به همین خاطر گاهی ازشعرهایم برای خلق آثار کمک گرفتم و گاهی هم از آثارم برای سرودن شعر الهام گرفتم. بطور مثال تابلوی درهم تنیده را بر اساس این شعر کشیده‌ام.
درهم تنیده گشتیم
عشق است مامن ما
چون ریشه درزمین است
هرگز جدا نسازد
حتی تبر تن ما