نمایشی از هنری همه جانبه از دیوید هاکنی

14 فروردین نمایشی از هنری همه جانبه از دیوید هاکنی
امیدوارم ایده هایی به جوانان بدهد!

نمایشی از هنری همه جانبه از دیوید هاکنی

عکاس جاستین ساتکلیف از پشت صحنه روایت می کند.

این نمایشگاه جدید به ما اجازه می دهد تا بزرگ ترین موفقیت های هنرمند اهل یورکشایر و موارد نادر نادیده گرفته شده را از دریچه ای جدید ببینیم.

«من همیشه به فناوری و تصاویر علاقه مند بوده ام.» دیوید هاکنی می گوید که در 85 سالگی هم از نظر ذهنی و هم از نظر سبک، هنوز تیزبین است و آماده می شود تا یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های خود را تا به امروز اجرا کند.

با “بزرگ تر و نزدیک تر (نه کوچک تر و دورتر)” شدن، هاکنی به افرادی مانند ون گوگ، دالی و کلیمت می پیوندد تا سوژه یک نمایش هنری همه جانبه و چند رسانه ای باشد. البته تفاوت در این است که او هنوز در محیط هنری خود مانده است تا مطمئن شود نمایشگاهش همان طور که می خواهد، برگزار شده باشد.

 

از نزدیک و شخصی

 
طرح‌ ها: پیتر از استخر نیک بیرون می‌ آید (1966) و حمام آفتاب (1966)
 

این نمایش در لایت روم، یک مکان جدید در Kings Cross  لندن برگزار می شود. در طول این اجرای یک ساعته، آثار مختلف هاکنی در اطراف دیوارهای سالن در موسیقی متنی ساخته شده توسط نیکو موهلی می رقصند. گهگاه لهجه یورکشایری بی تردید دیوید هاکنی را می شنویم که او یک عمر هنر را به تصویر می کشد، بینش هایی را در مورد تکنیک های خود ارائه می دهد و به بازدیدکنندگان این فرصت را می دهد که شیوه منحصر به فرد او را برای دیدن جهان تجربه کنند.

«هنر من همیشه غوطه ور بوده است، بنابراین به نوعی درک کردم که چه چیزی در آن دخیل است. شما چهار دیوار و یک طبقه کامل را در اختیار دارید. این یک رسانه کاملا جدید است.»

 
پیش بینی ها (از چپ به راست): کریستوفر ایشروود و دان باچاردی (1968)، کلکسیونرهای آمریکایی (فرد و مارسیا وایزمن، 1968) و (در بخشی) خانه دار بورلی هیلز (1967).
 حدود 250 اثر هاکنی به نمایش گذاشته شده است که شامل فعالیت شش دهه ای او می شود. برخی شناخته شده، برخی دیگر نادر، و برخی به طور خاص برای این مناسبت طراحی شده اند. 
دیوید هاکنی در حالی که نمایش را برای اولین بار در فضای گالری لایت روم می بیند، لبخند می زند. تا این لحظه او فقط طرح ها را به شکل مدل دیده بود. مارک گریمر نویسنده و کارگردان سریال، اولین نمایش کامل را با او تماشا می کند.
  
دیوید هانکی
دیوید هاکنی برای اولین روز فیلمبرداری سر صحنه می آید و مدیر فنی جیمز راکسبورگ با او ملاقات می کند.
 
دیوید هانکی
دیوید هانکی
 در طول سه سال ساخت، این نمایش دارای 1408 بلندگو، 28 پروژکتور و یک بوم دیجیتال با اندازه تقریبا 108 متر پیکسل است.«او احساس می ‌کرد که دارد چیزی نو را پیش می ‌برد. بنابراین من گفتم، خوب، بیایید این کار را انجام دهیم!» 

طبیعت موضوعی بی پایان است

از آن جایی که بسیاری از کارهای بعدی دیوید هاکنی با آی ‌پد ساخته شده ‌اند، این نمایش دیجیتالی به نقاشی ‌های او اجازه می ‌دهد تا همان ‌طور که او آن ها را خلق می ‌کرد، روی صفحه نمایش داده شوند. با ظاهر شدن ابرها و شکوفه‌ کردن گل ‌ها در حالی که صدای آواز پرندگان اتاق را پر می ‌کند. حتی طلوع دیجیتالی خورشید نیز وجود دارد.

«شما می توانید تمام نقاشی را در حال انجام تماشا کنید. هر کنشی که شما انجام می دهید را پخش می کند. مثل این است که از بالای شانه کسی نگاه کنی تا ببینی او نقاشی می کشد و مردم همیشه دوست دارند این کار را به همراه یک هنرمند انجام دهند، اینطور نیست؟»

 
تصاویر: Early Blossom، Woldgate (2009) و May Blossom on the Roman Road (2009)
 

این نمایشگاه به چند بخش تقسیم شده است، با درس های کوچک توضیح می دهد که چگونه فقط رنگ می تواند عظمت واقعی گرند کانیون را منتقل کند، یا چگونه عکس ها نمی توانند نحوه واقعی دیدن ما را به تصویر بکشند. هاکنی با استفاده از نمونه‌ هایی از نقاشی ‌های روی صندلی یا کلاژ عکس‌ هایش توضیح می‌ دهد که چگونه رنگ می ‌تواند قوانین اپتیک را خم کند و حس زمان را به گونه‌ای بازگو کند که عکاسی نمی‌ تواند.

«ما فرض می ‌کنیم که شبیه یک دوربین نگاه می ‌کنیم، اما اینطور نیست. ما همیشه در حال حرکت هستیم، یا دست کم چشم هایمان همیشه در حرکت هستند. دوربین ها هندسی می بینند اما ما به لحاظ روانی می بینیم. اگر با پرسپکتیو بازی کنید، به بیننده این امکان ‌داده می شود که در داخل محیط پرسه بزند و به اطراف نگاه کند.»

انگار هیچ کس قبلاً، لس آنجلس را نقاشی نکرده بوده است.

 
Mulholland Drive، ژوئن 1986 (1986)
 
Nichols Canyon (1980)، یک انتزاع رنگی از Mulholland Drive که با همکاری کارگردان برای نمایشگاه ایجاد شد.
  

دیوید هاکنی در حین تفسیر برنامه در مورد ورود به لس آنجلس “آفتابی و سکسی” در سن 24 سالگی صحبت می کند و متوجه می شود که دو برابر آن چیزی که او انتظارش را داشت خوب است. “فکر می کردم، این جا مکانی مخصوص من است!” او در آن جا روحی نمی شناخت، اما در آزادی جاده و شفافیت نور غوطه ور بود. او طوری خاص به این واقعیت جلب شد که قبلا هیچ کس حقیقتا این شهر را نقاشی نکرده بوده است. بنابراین شروع به نقاشی مناظر پانوراما کرد.

«پاریس توسط نقاشانی شگفت انگیز نقاشی شده است و لندن نیز همینطور. اما لس آنجلس حتی ساختمانی نداشت که شما آن را بشناسید. من جذب آن شدم. این اولین جایی بود که من واقعا نقاشی اش کردم.»

  
Pearblossom Hwy 11-18 آوریل 1986 (نسخه دوم)
  
یک گرند کنیون بزرگ تر، 1998
 

زمانی که هاکنی در لس آنجلس زندگی می‌ کرد، به‌ خاطر «رانندگی در حال پخش موسیقی واگنر» خود شهرت داشت. زمانی دوستانش را از طریق دره مالیبو، کوه ‌های سانتا مونیکا یا کوه ‌های سن گابریل با آهنگساز آلمانی به‌عنوان موسیقی متن به رانندگی می ‌برد. ترفند این بود که زمان بندی درست را تعیین کنیم، به طوری که سفر در زمان با موسیقی، درست در زمان غروب خورشید به اوج خود می رسید.

در سال 2012، هاکنی فیلمی از این سفرهای سرخوشانه ساخت و دوربین ‌های کوچکی را روی وسیله نقلیه خود نصب کرد تا مناظر را از همه جهات ثبت کنند. حالا با این نمایش جدید، هاکنی می‌ تواند همه را برای این سفر سواری دعوت کند.

«من قبلا عاشق این بودم که مردم را با خودم همراه کنم. آن ها باید حدود یک ساعت قبل از غروب خورشید به مالیبو بیایند، در هر زمانی از سال که بود. و سپس با قطعات موسیقی «داستان وست ساید» و «من دوست دارم در آمریکا باشم!» و چیزهایی از این قبیل، به سمت ساحل حرکت می‌ کردیم. سپس وقتی از تپه بالا می رفتیم، موسیقی به سمت پخش قطعات واگنر می رفت و مردم آن را دوست داشتند. منظورم این است که حتی برخی از بچه ها هم آن را دوست داشتند. اگر ما در حال حرکت نبودیم، آن ها هرگز به پیش درآمد واگنر برای پارسیفال گوش نمی دادند. اما وقتی در یک منظره حرکت و موسیقی تناسب داشته باشند، فکر می ‌کنم یک هارمونی بسیار بسیار خوب و جالب تجربه خواهد شد.»

 

راه اندازی صحنه

طراحی صحنه برای تریستان و ایزولد اثر واگنر، اجرا شده در اپرا مرکز موسیقی لس آنجلس، 1987
 

هاکنی در طول زندگی حرفه‌ ای خود، صحنه نمایش های بسیاری را طراحی کرده است. از جمله اپراهای متعددی در دهه 1980، که در نمایشگاه لایت روم به نمایش درآمدند.

«طراحی صحنه اپرا چندان شناخته شده نیست، اما بخشی واقعی از کار من است. بنابراین ما آن ها را در این جا قرار داده ایم، و صحنه هایی متحرک را ساخته ایم. آن ها فوق العاده به نظر می رسند. در سال 1987 من دکورهای اپرای 1865 واگنر تریستان و ایزولد را ساختم. فکر می کردم در آن زمان احساس می شود که شما در یک کشتی هستید … اما با این نسخه، شما واقعا در یک کشتی هستید!»

 
طرح ریزی: طراحی صحنه برای توراندوت، اپرای غنایی شیکاگو، 1992
    

«من می توانم از این که مردم واقعا به مسائل از نزدیک نگاه نمی کنند نا امید شوم. اما نمی توان انتظار داشت که همه مثل من به همه چیزها نگاه کنند، زیرا من در حال طراحی و نقاشی هستم.»

آیا این انگیزه پشت این نمایش بود؟ این که مردم یاد بگیرند که چگونه بیشتر شبیه او ببینند؟

«من واقعا فقط به مردم پیشنهاد می دهم. این تمام کاری است که می توانم انجام دهم. و سپس آن ها می توانند به خانه بروند و کمی در مورد آن فکر کنند.»

سکانسی که در آن دیوید هاکنی مجموعه‌ای از فیلم‌های او را روایت می‌کند که صفحات کتاب طراحی‌اش را ورق می‌زند. طرح ریزی: تصاویری از کتاب طرح یورکشایر، 2004
 

نگاهی به آینده

دیوید هانکی
دیوید هانکی
 

من 85 ساله هستم، بنابراین نمی دانم چقدر دیگر فرصت دارم. اما ممکن است یک جوان این جا چیزی ببیند و فکر کند، خوب، من می توانم ببینم که شما با این کار چه کاری می خواستید انجام دهید. امیدوارم کاری که این نمایشگاه انجام می دهد این باشد که به جوانان ایده هایی بدهد. شاید در مورد چگونگی ساخت یک فیلم به روشی کاملا جدید. سینما در حال مرگ است. شما می توانید هر فیلم هالیوودی را بر روی صفحه نمایش بزرگ یک خانه ببینید. اما این یک نوع جدید از تئاتر است، یک نوع جدید از سینما. با این کار باید بیرون بروید و آن را ببینید. و مردم بیرون رفتن را دوست دارند!»

 
طرح ریزی: عکس های آرشیوی هاکنی در سال 1980 در لس آنجلس
 
هاکنی نمایش را کاملا درک می کند.
 

ممکن است فرض کنید که در دهه نهم زندگی دیوید هاکنی، این می تواند آخرین اثر بزرگ او باشد. اما در واقع، این فقط به او ایده های بیشتری داده است.

« این باعث شد فکر کنم که ممکن است اپرای دیگری بسازیم؛ به نام Ravel’s L’enfant et les Sortilèges. چهل و پنج دقیقه طول می کشد، بنابراین فکر می کنم با این روش می توان آن را انجام داد. پس هنوز برای انجام ادامه کار گرسنه هستید؟ او می‌ گوید: ” آه بله. بله، بله، بله، بله، بله.”»

 
فرافکنی: رسیدن بهار در ولدگیت، یورکشایر شرقی در سکانس 2011 (بیست یازده).
 نمایشگاه “بزرگ تر و نزدیک تر (نه کوچک تر و دورتر)” از 22 فوریه تا 4 ژوئن 2023 در لایت روم، لندن، برقرار است. نویسنده و گردآورنده: ریحانه صمیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد