یادداشتی بر نمایشگاه کارناوال به بهانه برگزاری در گالری ایده

فضای سوررئال اغلب آثار حسن بخشان، به گونه‌ای است که گویی نه تنها جمعی برای شادمانی گرد نیامده‌اند بلکه حتی کارناوالی نیز هرگز روی نداده و همه چیز در رژه کاراکترهای ذهنی نقاش البته در اینجا با سوژه‌هایی تک افتاده و تنها روبروییم اتفاق افتاده است. فیگورهایی از زنان و نیم پیکره‌هایی ماکت‌گونه که ماشین آلاتی همچون بالن، قطار هواپیما و… را با دستمال راه راه قرمز کارناوالی بر سر بسته‌اند و خیره به دوردستی نامعلوم‌اند. وجود المان ماشین‌ها، هوای گرفته، ابری و وهم‌انگیز، سکوت، غیبت انسان‌ها و همچنین چهره سرد و خالی از شادی زنان، پیشگویی از واقعه‌ای هراسناک و نزدیک نیز می‌تواند تعبیر شود. رنگ‌ها عموما سردند مگر رنگ قرمزی که بر مفهوم کارناوال فرضی نقاش استوار است و بیشتر در جهت ایجاد تضادی معنایی به کار رفته است.   اثر نسیم حسن بخشان   همه این‌ها باعث می‌شود تا از خود بپرسیم چرا فضای کارناوالی در عوض مفهوم جشن که «رخداد» لحظه‌ها، معنا و حس بودن در زندگی را تقدیس می‌کند، اینچنین باید عدم ثبات، گنگی و وهم را «برپا کند»؟  البته حتی به این گمان نیز در ابتدا رسیدیم که شاید هیچ وقت این مراسم برپا نشده و ما در حقیقت درحال مواجهه با سویه تاریک فکر و مفاهیم غریب و نامعلوم آن هستیم. این کارناوالی است که ذهن در اعماق خود خلق کرده؛ حس‌هایی پنهان همچون اولین ترس‌ها، اضطراب‌های بی‌دلیل، تنهایی‌های حل نشده و… را از سرزمین سرد و بایر ناخودآگاه بیرون کشیده و آن‌ها را در غالب کاراکترهای خیالی خود ساخته و پرداخته کرده و در بی‌زمانی و بی‌مکانی خود رها ساخته است تا این بار درجهت عکس، یعنی در «غیبت» رویداد کارناوال ظاهر شوند و بر نیستی‌ها دلالت ورزند.  
اشتراک گذاری این مطلب
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on pinterest