هرایر سرکیسیان؛ عکاس ارمنی-سوری (بخش سوم)

_این مجموعه به پروژه« My Father and I» مرتبط است که با بسته شدن مرکز عکس پدرتان همزمان شد. اینکه پدرتان این تصاویر را از شما گرفت چگونه حسی داشت؟
* در طول جلسه، من و پدرم گفتگوی بسیار پرتنشی داشتیم، اما هیچ کدام از ما در واقع یک کلمه صحبت نکردیم. هر دوی ما پایان یک سفر را تجسم می‌کردیم – با ناراحتی و عصبانیت به همین لحظه نگاه می‌کردیم.

 

_وقتی پدرتان تصمیم گرفت به جای مکانیکی در یک گاراژ، عکاس شود، آیا از قبل به این کار علاقه داشت؟
*خیر، او می خواست از مکانیک ماشین بودن در حلب خلاص شود. در ۳۰ سال اول کار خود، قبل از افتتاح لابراتوار عکس، یک عکاس تجاری بود. او همیشه قصد داشت هنرمند شود، اما فکر می‌کرد هنر هرگز نان بر سر سفره نمی آورد.

 

اثر هریر سرکیسیان

 

_در Homesick (2014)، آیا فیلمبرداری از خودتان در حال تخریب یک ماکت از آپارتمان والدینتان در دمشق نوعی پالایش روحی بود؟ آیا این راهی برای رها کردن خانه تان در طول جنگ در سوریه بود؟
* نمی خواستم خانه ام را رها کنم، من می خواستم ترس همیشگی ام از خانه ویران شده مان را رها کنم. می خواستم این تصویر را در ذهنم بشکنم.

 

_ لطفا در مورد تفکیک این اثر به دو قسمت بیشتر بگویید؟
* این دو بخش بسیار متمایز هستند. یکی تصویر سازه معماری در حال فروپاشی است که در واقع مجموعه ای از تصاویر ثابت است تا یک ویدیو. دیگری نیز نمایی احساسی از من است که چکش را در دست می گیرم.

 

مطالعه بخش دوم

 

_آیا این اولین باری بود که از ویدیو استفاده کردید و چرا؟
* بله، وقتی در نهایت احساس کردم که می توانم در کارم به جنگ و خشونت پایان ناپذیر در سوریه بپردازم، آن را در قالب های مختلف گسترش دادم. من شروع به توسعه مفاهیم جدید برای مسائلی که با آن مواجه شده بودم، کردم و از عکاسی برای انعکاس این افکار استفاده نمودم.
من با تصاویر متحرک در دو پروژه کار کرده ام: Homesick و  Horizon (۲۰۱۶) ، اگرچه ناخودآگاه به عنوان یک عکاس، نگاه و فکر می کردم. با این حال رویکرد من بدون تغییر باقی مانده است. من سعی می کنم تعامل مخاطبان را با آنچه در پس امور مرئی است ایجاد کنم تا روایت های تاریخی و اجتماعی بزرگتر را دوباره ارزیابی کنند.

 

اثر هریر سرکیسیان

 

_ با Final Flight (2018–۲۰۱۹)، که جابجایی اکراس شمالی -نوعی پرنده شبیه به حواصیل- را که در خطر انقراض است کاوش می کند، چیدمان متنوعی که شامل یک ویدیو، چاپ، نقش برجسته و هفت قالب از یک جمجمه سه بعدی بود را نمایش دادید. علاقه شما به این پرنده چگونه شکل گرفت؟
این پرنده یکی از نادرترین پرندگان در جهان است. آنها آخرین نوادگان زنده شناخته شده اکراس ها بودند که ۵۲۰۰ سال پیش در قدیمی ترین هیروگلیف های مصر به تصویر کشیده شده بودند. در کتاب عهد عتیق نیز از این پرنده به عنوان نشانه باروری یاد شده است، مسلمانان نیز معتقد بودند که پرندگان مهاجر، زائران را در هنگام زیارت حج به سوی مکه راهنمایی می کنند.
پس از اعلام انقراض این پرنده در ۱۹۸۹، در سال ۲۰۰۳، یک گروه بازمانده از هفت پرنده در صحرای سوریه در نزدیکی پالمیرا با کمک جمعیت محلی بادیه نشین کشف شد. این گروه کوچک به شدت مورد حفاظت و پژوهش قرار گرفت تا اینکه جنگ سوریه در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، اما زمانی که پالمیرا در سال ۲۰۱۴ ویران شد آنها دوباره ناپدید شدند.

 

اثر هریر سرکیسیان

 

پس از خواندن مقاله ای در مورد این پرندگان در سوریه، وجود و همچنین ناپدید شدن شان، شباهت آنها با اتفاقاتی که سوری ها در طول جنگ متحمل شده بودند، شگفت زده ام کرد. من خودمان را در وجود این پرندگان دیدم؛ آنهم از طریق مهاجرت، انقراض و کشته شدن شان توسط شکارچیان یا کابل های برق. به همین علت با جیانلوکا سرا، پرنده‌شناسی که پرندگان را در پالمیرا مطالعه می کرد و ۹ سال بود که در آنجا سکونت داشت. تماس گرفتم.

 

_ چگونه یکی از جمجمه های آنها را در اندلس پیدا کردید؟
* با کمک جیانلوکا، چندین موزه جانورشناسی و تاریخ طبیعی را که جمجمه‌ها در آن نگهداری می‌شوند، پیدا کردیم. در پایان، مرکزی در اندلس با مهربانی به من اجازه داد تا از یک جمجمه اسکن سه بعدی بگیرم.

 

اثر هریر سرکیسیان

 

_مدیوم صدا به تازگی وارد کار شما شده است. در حالی که Homesick در بخش صدایش ابراز کننده احساسات درونی است، Deathscape به طور انتزاعی خشونت آمیزتر است، و توسط پنل های سیاهی احاطه شده است که صداهای ضبط شده از کشف گورهای دسته جمعی از زمان حکومت فاشیستی فرانسیسکو فرانکو در اسپانیا را پخش می کند. چگونه به این نقطه از حذف تصویر رسیدید؟
* وقتی برروی Deathscape کار می کردم، برایم واضح بود که نمی‌خواهم تصاویر بصری را اضافه کنم، بنابراین فقط به صدای بدست آمده از فرآیند نبش قبر تکیه کردم. من می‌خواستم مخاطبان تصاویر بصری خود را بر اساس آنچه می‌شنوند تصور کنند. تصاویر من درباره سرکوب و سکوت است و اینجا صدا تصویر را تجسم می بخشد. آنها دو طرف یک طیف هستند.

 

_ چگونه صدا را در حین حفاری های باستان شناسی قانونی ضبط کردید؟
* امکان اتصال میکروفون به بدن باستان شناسان وجود نداشت، بنابراین من  از یک کارشناس صدا کمک گرفتم که میکروفون ها را در داخل قبر کار گذاشت. همچنین گاهی اوقات برای نزدیک شدن به ابزار مورد استفاده، از میکروفون هایی استفاده می کردیم که به یک دسته بسیار بلند متصل بودند.

 

_شما با پدرتان در دمشق کار می‌کنید و فیلم‌هایی از روستای اجدادی خود، خانتسوریگ، را برای مجموعه Sweet and Sour نشان دادید؛ پروژه جدیدی که در Bonnefanten نمایش خواهید داد. در مورد این پروژه بیشتر توضیح می دهید؟
* من به روستای پدربزرگم در شرق آناتولی بازگشتم. او قبل از ملاقات با مادربزرگم در آنجا خانواده داشت. آنها در جریان نسل کشی کشته شدند و او هرگز نتوانست از حلب که در آنجا کار می کرد بازگردد و دیگر از خانواده اش خبری پیدا نکرد. مادربزرگم هم خانواده اش را از دست داد. آنها هرگز در این مورد با فرزندانشان صحبت نکردند.
سال گذشته به روستا رفتم و صحنه هایی از منطقه ساسون، یکی از مکان هایی که ۹۰ درصد ارامنه در آن کشته شدند، گرفتم. من اینها را به پدرم که هرگز آنجا نبوده است نشان خواهم داد و از حالات چهره او فیلم می گیرم.

 

اثر هریر سرکیسیان

 

_بنابراین چهره تبدیل به یک نمای احساسی می شود. درباره روند فیلمبرداری خود در خانتسوریگ بیشتر توضیح می دهید؟
*من با خودم یک دوربین فیلمبرداری بردم، اما از آن مانند دوربین عکاسی استفاده کردم، بنابراین تصاویر متحرک را طوری ثبت نمودم که انگار ثابت هستند. کاری که من انجام می‌دهم این است که جزئیات کوچکی را در تصویر پیدا کنم که تغییر یا حرکت می‌کنند، مانند عبور یک گربه از داخل کادر. در این تصاویر نیز هیچ انسانی وجود ندارد.

 

تمام

 

اشتراک گذاری این مطلب