چگونه هنر را ارزیابی کنیم؟

پنج ویژگی که می‌توانید با استفاده از آن هنر را ارزیابی کنید حتی اگر هنرمند نباشید:

تشخیص و تفاوت گذاشتن بین هنر خوب و بد می‌تواند دشوار باشد. همیشه نمی‌توان به کارشناسان هنری هم اعتماد کرد زیرا خیلی اوقات حتی درک آن‌ها هم سخت است. ما در این مقاله با پنج ویژگی آشنا خواهیم شد که می‌توانند برای تعیین کیفیت هنر و ارزیابی آن استفاده شوند: زیبایی، مهارت، معنای ذاتی، منحصر به فرد بودن و نیت‌مندی.

همه می‌توانند بر اساس این پنج ویژگی ذاتی و باتوجه به دانش بنیادی خود آثار هنری را ارزیابی و مقایسه کنند. حتی اگر نظر دیگران نسبت به نظر شما در مورد یک اثر هنری خاص متفاوت باشد، این مقاله به شما کمک می‌کند تا توضیح دهید و به نتیجه برسید.

زیبایی در هنر

زیبایی در “چشم بیننده” است و همیشه خواهد بود. تصمیم شما درمورد زیبایی یا عدم زیبایی در یک اثر هنری خاص، غریزی و طبیعی است. درواقع، احتمالا حتی مجبور نخواهید شد چنین تصمیمی بگیرید، یا مجذوب یک اثر هنری خواهید شد یا نخواهید شد.

افرادی با یک زمینه اجتماعی یکسان، اغلب درمورد زیبایی اتفاق نظر دارند، بنابراین احتمالا افراد دیگری را در اطرافتان پیدا خواهید کرد که همان چیزهایی را که شما دوست دارید دوست داشته باشند. برخی از جنبه‌های هنر که عموما برای مردم جذاب است عبارتند از:

  1. تکرار اشکال، الگوها و تقارن
  2. رنگ‌ها، به ویژه رنگ‌هایی که مکمل یا تقویت کننده یکدیگر هستند.
  3. بافت‌ها، بصری و فیزیکی (مانند رنگ ضخیم، ایمپاستو).
  4. اجزا و ترکیب‌بندی‌هایی که چشم را متمرکز و توجه بینندگان را حفظ می‌کند.
  5. حرکت یا جریانی برای هدایت بینندگان در سراسر جریان هنری.
  6. تناسب صحیح یا جذاب پیکره‌ها و اشیاء.
  7. ارائه و قاب بندی.

برای این کار نیازی نیست چک لیستی به گالری‌ها ببرید زیرا طبیعتا چشم شما، جلب هنر مورد علاقه‌تان می‌شود. همانطور که قبلا اشاره کردم، این مورد، آسان است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که به این سؤال پاسخ دهید: “آیا این را دوست دارم؟” البته، اگر تصمیم دارید بپرسید چرا آن را دوست دارید، لیست بالا ممکن است مفید باشد.

مهارت و تکنیک

مهارت فنی، قابل قیاس‌ترین و قابل اندازه گیری‌ترین جنبه هنر است. همانطور که به یک نقاشی (یا هر اثر هنری دیگری) نگاه می‌کنید، احتمالا می‌توانید تشخیص دهید که چقدر ماهرانه خلق شده است، صرفا در مقایسه با آثار دیگر.

ابتدا، کارها را با هنرهای دیگری که قبلا در آن مدیوم دیده‌اید مقایسه کنید؛ مثلا اگر یک نقاشی است، تصمیم بگیرید که آیا این هنرمند از دیگرانی که دیده‌اید با استعدادتر است یا خیر. اگر تازه شروع کرده‌اید ممکن است دشوار باشد اما خوشبختانه فقط مدت کوتاهی طول می‌کشد تا تفاوت بین یک نقاشی ماهرانه و نقاشی ضعیف را متوجه شوید.

دوم، به تمام آثار هنری نگاه کنید. ممکن است متوجه شوید که برخی از آن‌ها تاثیرگذارتر از دیگران هستند، یا بهتر ساخته و پرداخته شده‌اند و مطمئنا نظری درباره یک یا دو مورد که بهترین‌ها در کل گروه هستند، خواهید داشت.

سوم، به خود هر اثر هنری نگاه کنید. آیا آن‌ها به‌ طور درونی پیوستگی دارند؟ آیا فضاهایی وجود دارد که بتوانید عناصر عجیب‌ و غریبی را در مقایسه با ناحیه دیگری در همان اثر تشخیص دهید؟ گاهی اوقات اثر هنری ممکن است پرشتاب یا عجیب به نظر برسد، اما اگر این روش در سراسر اثر هنری به‌ طور یک‌نواخت به‌وجود آمده باشد، عمدی است. اگر نه، آن کار ممکن است به خوبی برخی دیگری که از لحاظ درونی انسجام بیشتری دارند، نباشد.

قضاوت درمورد سطح مهارت در یک اثر هنری احتمالا دشوارترین کاری است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. با گذشت زمان و با قرار گرفتن بیشتر در معرض هنر، درنهایت به درک بهتری از رسانه‌های مختلف خواهید رسید. به علاوه، اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید که خودتان یک هنرمند باشید، احتمالا متوجه خواهید شد که به طور غریزی درک بهتری از رسانه‌های دیگر دارید.

معنای ذاتی

هنر قدرتمند است، نه فقط به خاطر زیبایی یا استعدادی که برای خلق آن لازم است، بلکه به این دلیل که می‌تواند باعث ایجاد احساسات شود، اظهارات سیاسی کند یا ایده‌های از پیش تعیین شده را به چالش بکشد. البته قرار نیست همه آثار هنری تا این حد تفکر برانگیز باشند. برای مثال، طبیعت بی‌جان پرتقال و سیب، معمولا معنای عمیق‌تری نخواهد داشت. اگر اینطور باشد، فکر می‌کنم هنرمند شایسته‌تر از هنر است.

در اینجا پنج سطح معنا در هنر وجود دارد که من به ترتیب اهمیت آن‌ها را فهرست کرده‌ام:

  1. هنر صرفا بازنمایانه؛ صرفا برای جذابیت بصری، بدون هدف عمیق‌تر ساخته شده است.
  2. هنری که به هنرهای دیگر ارجاع می‌دهد؛ احتمالا دیدگاه تازه‌ای ارائه می‌دهد یا گفتگویی را که هنرمند دیگری آغاز کرده است ادامه می‌دهد.
  3. هنری که داستانی را بیان می‌کند، یا احساسات خاصی را برمی انگیزد؛ این هنری است که شروع به تأثیرگذاری روی شما می‌کند. ممکن است باعث شود آنچه را که به تصویر کشیده شده است درک کنید، همدلی کنید یا احساس کنید.
  4. هنری که بیانیه می‌دهد؛ در اینجا هنرمند به وضوح از طریق اثر صحبت می‌کند، فعالانه یک موضوع خاص را ترویج می‌کند یا شاید توجه به موضوعی را جلب می‌کند که برای او مهم است.
  5. هنری که یک تمثیل یا استعاره است؛ هنری است که بیش از یک معنا و احتمالا چندین معنی دارد. از تصاویر نمادین استفاده می‌کند یا با مسائل غیرملموس‌تر انسانی سروکار دارد، و با این حال، اثر هنری همچنان باید به عنوان یک خلاقیت بصری جذاب عمل کند.

وقتی به هنر نگاه می‌کنید، به دنبال این‌ها باشید. یافتن معنا یا احساس در هنر، قلمرو کاملا جدیدی از لذت را باز می‌کند و قدردانی شما را از هنرمندانی که آن را در کار خود گنجانده‌اند، عمیق‌تر می‌کند.

منحصر به فرد بودن

این جنبه‌ای از هنر است که نه تنها به آنچه هنرمند به تصویر می‌کشد، بلکه به نحوه به تصویر کشیدن هنرمند نیز مربوط می‌شود.

هنر خوب یا موضوعات جدید را بررسی می‌کند یا موضوعات قدیمی را به گونه‌ای که قبلا انجام نشده است. وقتی به هنر نگاه می‌کنید، از خود بپرسید که چه چیزی (در صورت وجود چیزی) در اثر با تمام هنرهای دیگری که دیده‌اید متفاوت است. گاهی اوقات مساله به سمت شما می‌پرد، گاهی اوقات نه. اگر متوجه چیز متفاوتی شدید، خودتان تصمیم بگیرید که آیا آن کیفیت منحصر به‌ فرد در جهت اثر هنری است و آن را بهبود می‌بخشد یا مانعی در مسیر تکامل هنرمند است.

درک نیت هنرمند

هنرمند می‌خواهد چه بگوید؟ من این سؤال را زیاد می‌شنوم و در بیشتر موارد یک راه ساده برای پیدا کردن وجود دارد. اگر در یک گالری هستید، بیانیه هنرمند را بخوانید. بسیاری از هنرمندان فقط می‌خواهند یک موضوع را به درستی به تصویر بکشند یا یک احساس را بیان کنند. مهم این است که هنرمند در کنترل هنر باشد. اگر هدف یک چیز است، هنر نباید چیز دیگری بگوید. بیانیه هنرمند باید درک بینندگان از هنر را عمیق‌تر و تقویت کند.

پیشنهاد می‌کنم وقتی به یک نمایشگاه انفرادی می‌روید، به طور خلاصه همه آثار نمایش داده شده را اسکن کنید تا بتوانید ایده‌ای از سبک هنرمند داشته باشید و تم‌ها، احساسات یا ایده‌های ثابت را یادداشت کنید.

سپس دوباره همه آثار هنری را مرور کنید، اما آهسته‌تر، تا واقعا آن‌ها را مطالعه کنید. وقت خود را صرف کنید و با توجه به پنج ویژگی ذکر شده در این مقاله، نظر خود را در مورد هرکدام مشخص کنید. پس از آن، بیانیه هنرمند را بررسی کنید.

نیت هنرمند را با آنچه قبلا قصد آن را درک کرده بودید مقایسه کنید، و سپس مسلح به آن دانش (به من اعتماد کنید، گاهی اوقات ذهن شما را منفجر می‌کند) یک دور آخر در گالری بزنید تا ببینید نظرات شما چگونه تغییر کرده است.

اگر قبل از خواندن بیانیه نیت هنرمند را تجربه کرده‌اید، عالی است. اگر فقط پس از خواندن بیانیه هنرمند به آن دست پیدا کردید، این نیز خوب است، ولی نه چندان خوب.

این روش هنر را از تحت‌الشعاع قرار گرفتن آنچه هنرمند درمورد کار خود می‌گوید، دور نگه می‌دارد. این روش به هنر اجازه می‌دهد خودش صحبت کند، با این حال هنرمند هنوز این فرصت را دارد که برای روشن کردن منظور خود اقدام کند و در غیر این صورت این بیانیه هنرمند است که شما را به مسیر درست هدایت خواهد کرد.

البته، اگر حتی نمی‌توانید بفهمید که هنرمند در بیانیه خود چه می‌گوید، پس فقط سعی کنید از هنر به دلیل تأثیر بصری آن لذت ببرید. احتمالا هدف برای آن هنرمند نیز چندان روشن نبود!

جمع‌بندی:

هنر خوب برای شما جذاب خواهد بود و به‌ احتمال‌ زیاد توسط هنرمندی که آثار دیگری را به روشی مشابه خلق کرده است، ساخته می‌شود؛ یعنی هنرمند در فرآیند آفرینش‌های خود به این زبان خاص دست پیدا کرده است. هنر معنایی فراتر از یک تصویر دارد؛ شاید اشک شما را در بیاورد، بخنداند یا چیزی را که تقریبا فراموش کرده بودید به شما یادآوری کند. همچنین در میان جمعیت خودنمایی می‌کند و جرات متفاوت بودن را دارد.

مهم‌تر از همه، هنر خوب، هنری قابل درک است، اگرچه ممکن است شما را به روش‌هایی که هرگز انتظارش را نداشتید، وادار به درک خود کند.

اشتراک گذاری این مطلب
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on pinterest