گالری ها و هنرمندان نوظهور در قرن بیستم چگونه تقسیم بندی می شوند؟

 

گالری ها چون دروازه بانان هنر ، هنرمندان نوظهور را به عرصه ای بزرگتر و پویاتر فرا می خوانند . ورود به گالری ها ؛ این هدف غایی که هنرمند نوظهور را شکوفا و معرفی می سازد ، چگونگی ارتباط میان هنرمند و مخاطب یا تولید کننده و مصرف کننده را تعیین می سازد .

گرینفلد ، منتقد هنر ، دروازه بانان هنر را شامل منتقدان ، موزه داران و گالری ها می داند ، از نظر او کار اصلی آنان کنترل مرزهای درون و بیرون جامعه هنری است ، آنها با تفکیک اثر بازاری و اثر هنری ، ورود آثار خلق شده توسط هنرمندان به موزه ها ، نگارخانه ها و رسانه های هنری را کنترل می کنند . از سوی دیگر کار ، آنها ارج بخشی و ارج گذاری آثار هنری برای دریافت جایزه ها و تقدیرنامه های هنری ورود به خانه های حراج مطرح در سطح بین المللی است .

همان طور که هر هنرمندی می داند امروزه گالری ها نبض بازار هستند و چون فروش ، یک مسئله ی تخصصی است ، هیچ هنرمندی بدون همکاری با گالری ها قادر به ارائه اثر خود نیست .

مطالعه بیشتر اقتصاد هنر در ایران

 

پژوهشگران اقتصاد هنر را چگونه ارزیابی می کنند ؟

روث توس و فلتاوش دو پژوهشگر اقتصاد هنر ، در سال ۲۰۰۳ نقش گالری ها را در بازار هنر بررسی کرده اند . فلتاوش نقش اساسی گالری ها و واسطه ها را در میانه ی بازار اولیه و ثانویه می داند . او می گوید آنها می توانند خریداران را به استودیو هنرمند یا نمایشگاه هنری دعوت کنند و در بازار دوم ، واسطه تلاش می کند در گفتگو با مجموعه داران و مدیران موزه ها ، کار هنرمند را در تاریخ هنر بگنجاند .

 

ruth towsRuth Towse

 

گالری ها دارای روابط فرهنگی هستند . برای مقدمه ی کاتالوگ نمایشگاه ، از منتقدان و تاریخ نگاران می خواهند که برای آن متن بنویسند . از نشریات خواهان این می شوند که گزارش نمایشگاه را منتشر کنند و به صورت سراسری در جامعه ، اخبار نمایشگاه را انعکاس دهند و برای متقاعد کردن خریداران و مجموعه داران برای خرید اثر هنری تلاش می کنند . . فلتاوش کار مهم گالری ها را حمایت از هنرمندان تازه فارغ التحصیل شده با معرفی به نمایشگاه گردان های مستقل و موزه ها و موسسات فرهنگی می داند .

 

فلتاوش گالری ها را چگونه تقسیم بندی می کند ؟

فلتاوش گالری ها را به دو بخش گالری های ( جستجوگر و تجاری ) تقسیم می کند . . گالری های جستجو گر با هنرمندان جوان کار میکنند . آنانی که هنوز بازاری ندارند اما چشمه های نوگرایی و شکوفایی در آنان دیده می شود ، دسته دوم گالری های تجاری هستند که با هنرمندان تثبیت شده کار می کنند ، هنرمندانی که ارتباط کاری دارند و خوش درخشیده اند و آینده ی مطمئن تری دارند . اما پژوهشگرانی دیگر  گالری ها را به گونه ای دیگر دسته بنده کرده اند .

روبیو ماچادو ، با مطالعه ای که پیرامون بازار هنر برزیل داشته است ، گالری ها را بر اساس چهار دسته از یکدیگر جدا کرده است .

۱ گالری های محافظه کار -که اغلب در بازار سطح دوم فعالیت می کنند ، با هنرمندان جوان کار نمی کنند و به بازار محلی توجه دارند .

۲ گالری های معاصر- که به بازار بین المللی توجه دارند ، ریسک پذیر هستند و با هنرمندان ناشناخته کار می کنند .

۳ گالری های نهادی – گالری هایی که بیش از فروش به نمایش آثار توجه دارند ، به هنرمندان محلی فرصت شغلی می دهند ، به عنوان سالن های نمایش عمومی مسابقات هنر برگزار می کنند.

۴-گالری های آلترناتیو – با هنرمندان جوان کار می کنند، روابط انحصاری با هنرمندان ندارند .

 

گالری ها هنرمندان را برای ارائه آثارشان چگونه انتخاب می کنند ؟

اوردام در یک تحقیقی که انجام داده است نقش گالری ها را به عنوان دروازه بان هنری بررسی می کند که کیفیت جریان های هنری با تاکید بر نقش گالری ها در بازار اولیه هنر مشخص می شود . نتایج این مطالعه نشان می دهد که گالری ها هنگامی هنرمندان را انتخاب می کنند ، تعیین زمان برای نمایش آثار و معرفی به مجموعه داران و سرمایه گذاری برای آنها ، احتیاط بسیاری را اعمال می کنند و آنها اغلب از آرت فرها یا نمایشگاه های فارغ التحصیلان ، هنرمندان خود را انتخاب می کنند . هنرمندانی که از آزمون های نمایشی و آزمایشی عبور کرده اند و در بعضی موارد آنهایی که از راه سفر ، دعوت ، بازدید از استودیو و یا راهنمایی حامیان هنر و گالری دارها ، به همکاری با آنها تشویق می شوند .

نگاهی به گالری های هنر در ایران

در ایران نیز گالری ها نقش مهم و موثری در ارتباط با فارغ التحصیلان هنر و هنرمندان نوظهور ایفا می کنند . این گالری ها به مرکز مهمی برای حرفه ای ها و شکل دادن به روابط هنرمندان و منتقدان و رسانه ها بدل شده اند . در سال ۱۳۹۵ تعداد ۴۷۶ گالری در ایران فعالیت کرده اند ، این گالری ها به نسبت سال ۱۳۹۰ ، بیش از ۴۰ درصد رشد داشته است که هم کیفیت و هم تنوع آن به میزان قابل توجهی افزایش یافته است .

امروزه گالری هایی که عملکردشان محافظه کارانه ، معاصر ، نهادی و آلترناتیو بوده است دارای طیف وسیع تری از هنرمندان و مخاطبان بوده است و این مشخصه را دارا بوده اند که رابطه بین هنرمندان نوظهور و بازار هنر را تنظیم و کنترل کرده اند .

این پژوهش نشان می دهد که هنرمندان نوظهور ، آنهایی که در آستانه – وضعیت شغلی هنرمند بودن – هستند و هنرمندانی که توسط گالری ها کشف و به بازار هنر وارد می شوند ، به بیانی دیگر از سطح بازار اولیه هنر به بازار دوم هنر وارد می شوند و مرزهای شناختن آنان ساده به نظر نمی رسد . برای روشن تر شدن این مبحث و تعیین تحلیل این پژوهش ، باید توضیح دقیق تری از هنرمندان نوظهور ارائه شود ، زیرا تشخیص هنرمند نوظهور کار ساده ای به نظر نمی رسد .

 

تقسیم بندی حرفه ی هنری چیست ؟

دسته ی اول – هنرمندان نوظهور ، تحصیلکردگان دانشگاهی و آغازکنندگان حرفه

دسته ی دوم – نیمه حرفه ای ها ، هنرمندان میانسال و طیف فعال در گالری ها

دسته ی سوم – هنرمندان تثبیت شده ، هنرمندان شناخته شده ملی و بین المللی

آماتورهای مشتاق کیستند ؟

هنرمندان نوظهور را گاهی آماتورهای مشتاق نیز می نامند ، اما مفهوم آن با هنرمند نوظهور متفاوت است . آماتور به معنای کسی است که در ایام فراغت به نقاشی ، نوازندگی و طراحی می پردازد و قیمت تولیدات هنری آنان کمتر از سایرین است ، اما چون تعداد این دسته از هنرمندان بیشتر است ، حجم زیادی از بازار را به خود اختصاص می دهند .

هنرمندان آماتور با مصرف هنر بیشتر از تولید هنر سروکار دارند ، دوستدار هنر هستند و با شرکت در کلاس های آموزش هنری و خرید وسایل هنری ، علاقه خود را دنبال می کنند . پیکاک می گوید اما هنرمند نوظهور به سوی حرفه ای شدن حرکت می کند و بیشتر تولیدات هنری اش برای بازار است .

 

ابعاد موقعیت هنرمند نوظهور

برای هنرمندان نوظهور مترادف های دیگری نیز در نظر گرفته اند ، مثلا هنرمندان جوان ، تجربی ، آوانگارد یا تازه تحصیل کردگان هنر . این مفاهیم هرکدام هیچ دلالتی بر وضعیت آستانه شغلی هنرمند را ندارد اما ابعاد موقعیت او را توضیح می دهد .

مرل تونس در سال ۲۰۱۸ در تحقیقات خود که به مطالعه هنرمندان استونی و استرالیا می پردازد این هنرمندان را این گونه معرفی می کند : هنرمندی با شواهدی از دستاورد حرفه ای در هنر که هنوز به طور موفق معرفی نشده یا از سوی دیگر هنرمندان ، گالری داران و کیوریتور ها و منتقدان به رسمیت شناخته نشده است . این تعریف او تا حد زیادی در این پژوهش پذیرنده است اما باید این مفاهیم مترادف دقیق تر بررسی شود .

 

هنرمند نابغه و استاد پیر

بیشتر هنرمندان نوظهور را هنرمندان جوان تشکیل می دهند . با اینکه همواره به اینگونه نبوده است اما در طول دوران مدرن ، جوان بودن با نابغه بودن و نوآور بودن عجین شده است و چرخه حیات هنرمند را دیگرگون کرده است . گالنسون و جنسن که در مقاله ( هنرمند نابغه و استاد پیر ) در سال ۲۰۱۱ ارائه داده اند ، روشن کرده اند که هنرمندان نوآور و مفهومی ، بزرگترین آثار خود را در زمان جوانی و هنرمندان باتجربه یا تجربه گرایان بزرگ ترین آثار خود را در زمان پیری خلق می کنند . برای این کار آنها آثار مازاتچو ، رافائل ، پیکاسو و جاسپر جونز را به عنوان نوآوران مفهومی ، با اثار میکل آنژ ، تیسین ، سزان و پولاک مقایسه کرده اند و نشان دادند که اوج کای درخشان آنان متفاوت است . علاوه بر این گالنسون از قیمت های مزایده ی هنر برای تعیین این نکته استفاده کرد که یک هنرمند در طول عمر کاری خود در کدام نقطه ، برجسته ترین اثر هنری خود را خلق کرده است .

جوان بودن در هنر مدرن به این شاخصه بدل شد که هنرمند مدرن را در کنار خود یدک می کشد . گالنسون در تحقیقی که ۴۲ هنرمند معاصر بسیار مهم که بعد از جنگ جهانی دوم مشهور شده اند نشان داد که بیش از ۹۰ در صد از هنرمندانی که قبل از ۱۹۲۰ متولد شده اند ، برجسته ترین ، و مهمترین آثارشان را بعد از ۴۰ سالگی خلق کرده اند در حالی که بیش از سه چهارم هنرمندانی که بعد از سال ۱۹۲۰ بوده اند ، با ارزش ترین آثارشان را قبل از سن ۴۰ سالگی پدیدار ساخته اند . گالنسون با این تحقیق این نکته را آشکار کرد که طبیعت هنر مدرن در قرن بیستم بسیار تغییر کرده است .

 

 

David Galenson

David Galenson

 

هنرمندان نوظهور و نوگرای ایران در قرن بیستم نیز در دوران جوانی ، جنبش مدرن را به راه انداختند .

این تحقیق و برآورد گالنسون نشان داد که میان دو نسل متوالی نقاشان مدرن آمریکایی ، گروه دوم با ارزش ترین آثار خود را در سن پایین تری از نسل قبل از خود ارائه داده اند و این آمار به نقاشان قرن نوزدهم نیز ارجاع می شود که آنانی که در پایان قرن نوزدهم بودند به نسبت نسل قبل از خود ، در جوانی نوجویی و نوآوری بیشتری را رقم زده اند . گالنسون در تحقیق خود این نکته را که چرا هنرمند مدرن نقطه عطف دوران کاری اش در جوانی شکل می گیرد و چرا با دوران مدرن که دوران سرکشی است ، همبسته است . هنر نوگرای ایران نیز توسط جوانان ۲۰ تا ۲۵ سال شکل می گیرد ، هنرمندانی که در نیمه ی دهه ۴۰ مکتب سقاخانه را پدید آوردند در همین دوران سنی بودند . حسین زنده رودی متولد ۱۳۱۶- رضا مافی ۱۳۲۲ – منصور قندریز ۱۳۱۴ – مسعود عربشاهی ۱۳۱۴ – فرامرز پیلارام ۱۳۱۶ – صادق تبریزی ۱۳۱۷ – پرویز تناولی ۱۳۱۶ – و بسیاری از هنرمندان نوگرای ایران که در سنین جوانی درخشیدند .

هنرمندان نوظهور ، ناگزیر برای تداوم فعالیت و تلاش برای کسب موفقیت ، در سیطره ارزش های بازار که توسط گالری ها جهت داده می شود ، قرار دارند ، این رویکرد باعث آن شده است که جامعه هنری اعتماد خود را به گالری ها از دست بدهد . بی اعتمادی به وجود آمده به علت انکار بازار موجود نیست بلکه به نقد عملگرایانه بازار هنر مربوط می شود . اندیشه رومانتیستی که به بازار هنر نامطمئن می نگرد ، در ادامه راه هنرمند را از بازار دور نگه می دارد . جامعه هنری چون می خواهد استقلال هنری داشته باشد از هرگونه پذیرش سفارش دوری می جوید و نتیجتا نفی و انکار کردن بازار رو به افزایش می رود .

رویکردهای به وجود آمده است که بیش از آنکه بازار را انکار کند به انتقاد به عملکرد آن می پردازد و بیشتر از همه خواهان بازسازی در سازو کار آن است . هنرمند ، منتقد و گالری دار باید به جای آنکه مغلوب و مطیع ارقام فروش آثار در گالری ها و حراجی ها باشند ، باید در صدد مقاومت فرهنگی در برابر ارزش های غلبه یافته در این جامعه بزرگ باشند که هریک به سهمی قابل توجه در پیشبرد به جای ارزش ها ، قابل احترام و توجه باشد .

اشتراک گذاری این مطلب
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on pinterest