برای چشم ها و گوشها – قسمت دوم

قسمت دوم مقاله برای چشم ها و گوشها:

فقط کافیست به کار کریستین سان کیم Christine sun ki نگاه کنید تا مشخص شود که جایگاه و وضعیت  sound art طی ده سال گذشته به میزان قابل توجهی تغییر کرده است. کیم هنرمند ناشنوایی است که در حوزه نقاشی، مجسمه سازی، فیلم و پرفورمنس کار می کند و همه اینها را تحت زیرمجموعه sound artگرد آورده است. دلیل آن نیز به علت سروکار داشتن مدام او با «صدا» و آنچه «آداب صدا» می نامد است.-از دید یک ناشنوا بیشتر کارهای ما از خود صدا تولید می کنند و او همواره به عنوان یک ناشنوا بازخورد مثبت و منفی این مساله را از طریق واکنش اطرافیان درک کرده است؛ مثلا چیپس خوردن صدا دارد و نباید در یک جای عمومی بلند بلند چیپس خورد-و همچنین حساسیت و انتقاداتی که بر او به عنوان هنرمندی ناشنوا وجود داشته است، زیرا به نظر می رسد بین این دو مفهوم، عدم تجانس وجود داشته باشد؛ به معنی اینکه ناشنوا باشی و بخواهی به طور تخصصی بر مفهوم صدا در حیطه هنری خود فعالیت داشته باشی. اما او با ایده های جذابی که در کارش دارد این انتقادها را از بین برده است. وی از طریق استفاده از ترکیب مباحث مختلف، شوخی های مفهومی و استفاده از انواع متریال؛ محدودیت های ساختگی را که بر روی این مساله قرار گرفته است بوسیله مفاهیم شنوایی هنجاری و انحصاری از پدیده های صوتی نقد می کند.

 

Christine sun ki

 

بخش عمده ای از چالش های کار کیم این است که افسانه ها و سوء تفاهم ها در مورد ناشنوایی و فرهنگ ناشنوایان را هجو کرده و به هم زند، در میان افراد این تصور وجود دارد که مردم شنوا، تنها افرادی هستند که به طور خاص و منحصر به فرد از مواهب صدا برخوردارند در حالی که افراد ناشنوا در زندگی با سکوتی طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند که هیچ گونه معنی نیز در آن وجود ندارد. در صورتی که به عقیده این هنرمند اصلا اینگونه نیست. برخی از دغدغه های اصلی و مصممانه کیم با هویت خود به عنوان یک زن ناشنوا از یک جامعه رنگین پوست و نسبتا طرد شده از محیط، در نقاشی های مشهور او با زغال او دیده می شود – برای مثال؛ – Why I Work with Sign Language Interpreters و یا Degrees of My Deaf Rage in the Art World, ۲۰۱۸-که در آن از عناصر سازنده نماد موسیقی غربی و زبان اشاره آمریکایی (ASL )  استفاده می کند و به وسیله آنها اشکال نقشه مانندی از عناصر تجربه شخصی اش را در غالب نمودارهای سهمی رسم می نماید.

او در اوایل کار خود در سال ۲۰۱۲، در اثر speaker drawing برای تجربه کردن صدا به صورت مفهومی چند حالته، از نیروی فیزیکی بلندگوها- استفاده کردن از لرزش آنها- برای هدایت و حرکت دادن رنگ در پانل های چوبی استفاده کرد. این کار یک واسطه ثبت صدای زیبا به شمار می رفت و در عین حال اثری فیزیکی از وضعیت صدا به عنوان یک حضور قابل لمس ارائه می داد، کیم پس از این کار، به سرعت از آن به  شکل فرمی هنری عبور کرد و از آن زمان به بعد از این سبک کار با احتیاط استفاده می کند، قابل ذکر است که این مساله می تواند به عنوان راهی شناخته بشود که لرزش فیزیکی در آن به عنوان ابزاری ویژه برای تجربه صدا و موسیقی توسط افراد ناشنوا استفاده شود.

از آن زمان به بعد، کیم به مفهوم صدا به عنوان « پول اجتماعی» – به علت داشتن پتانسیل قدرت در آن- نگاه می کند که نقش میانجی اجتماعی و بین فردی را نیز دارد. اثر دیگر او Face Opera II (2013) ، است که یک اپرا در هفت پرده می باشد و برای گروهی از اجرا کنندگان ناشنوای پیشازبانی ساخته شده است. کیم در این اثر حالات چهره آنها را که مطابق با ریتم خواندن کلمات است در طول اجرا به نمایش در می آورد. نظر می رسد این کار به اهمیت حالت چهره و زبان بدن در ASL و همچنین تجربه کیم، در گفتاردرمانی اشاره می کند، همین طور ارزیابی و فهم حالات چهره دیگران که هنرمند به منظور سنجش اجرای خود به آن توجه دارد.

ادامه دارد

 

اشتراک گذاری این مطلب
Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on pinterest